این مقاله به بررسی گرایشات سیاسی صادق هدایت در نامه های شخصی و مکاتبات ادبی و روزمرۀ وی می پردازد. صادق هدایت، یکی از برجسته ترین نویسندگان معاصر ایران، در نامه هایش علاوه بر دغدغه های ادبی، به مسائل سیاسی و اجتماعی نیز اشاره ای داشته است. تحلیل نامه های او به افرادی مانند شهید نورایی، انجوی شیرازی، مصطفی فرزاد و. . . نشان می دهد که هدایت، نارضایتی خود را از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران در دوران حکومت پهلوی، به ویژه در لابلای سخنان خود ابراز کرده است. این تفکرات سیاسی، گرچه در محوریت نامه ها قرار ندارند، اما بازتابی از نگاه انتقادی او نسبت به ساختارهای قدرت و ناکارآمدی حاکمیت در آن دوره هستند. این جستار، با روش توصیفی-تحلیلی، به آشکار ساختن ارتباط میان تفکرات سیاسی و ایدئولوژیک هدایت با نگرش های ادبی و اجتماعی او می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که هدایت به رغم انتقادهای شدید از وضعیت حاکم، از پیوستن به جریان های سیاسی مشخص خودداری کرده و به نوعی فردگرایی سیاسی و نگرش های انسانی پایبند بوده است.